روزگارا! تو اگر سخت به من میگیری

باخبر باش که پژمردن من آسان نیست

گرچه دلگیرتر از دیروزم

گرچه فردایی غم انگیز مرا می­خواند

لیک باور دارم...

دلخوشی­ها کم نیست...

زندگی باید کرد!

نویسنده: لاادری!

 

به دوستان عزیزتر از جانم:

گویند برای خوشبختی گوشه ای از نگاه خدا کافیست...

من شما را به تمامی نگاهش میسپارم...

/ 34 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ازخاوران

برام دعا کن عزیزم امیدوارم این کامنتو ببینی

ازخاوران

انشاءالله راستش دارم از استرس می میرم

ازخاوران

به مراسم تشییع جنازه قلب من تشریف بیارید

ازخاوران

سلام یه سوال برام پیش اومده اگر نخواین می تونین جواب ندین ولی خیلی دوست دارم بدونم چی شد که در سکوت فرورفتین هردوتا تون اینقدر با چیزی که تصور کرده بودید متفاوتم یا بهتر بود هنز هم می نشستم و اگزجره می کردم؟ می دونی اونجا وبلاگ منه که کنارش نوشتم دفترچه ام می مونه من اونجا خودم را کامل توضیح می دم درک می کنم اگر با خوندنش دیگران ازم بدشون بیاد ولی همونطو که قبلا هم گفتم کاش زودتر با شما دوتا آشنا میشدم شاید به اینجاها نمی رسید البته شاید می دونی من بارها مشاوره رفتم اما به همسرم هم می گفتم من تنهایی نمی تونم کاری بکنم و بنابراین مطمئن نیستم آشنایی با شماها مثلا شش ماه پیش میتونست زندگیم را بالا بکشه؟

سلام یسنا جان صبح از تو خونه داشتم جوابتو می نوشتم که یهو مامانم اومد و مودمو جمع کرد و من نظرم را توی گوشیم نوشتم تا بیام از بیمارستان برات ارسال کنم که اشتباهی پاک شد و امروز خیلی شلوغ بود و من الان اصلا جمله بندی هام یادم نیست شرمنده ام عزیزم از اینکه فراموش کرده بودم شما سادات هستی شرمنده ام که من باید اول به شما تبریک می گفتم من می خواستم اون پست رو حذف کنم تا حداقل دلابانو نخوندش ولی نشد و اون هم خونده من روزهای بدی رو دارم میگذرونم و خیلی ناراحتم و عصبی تصمیم گرفتم بجای جواب به شما یک پست جدید بذارم البته الان که توی کافی نت هستم و شوهرم زنگ زد که ریجکت می کنم ولی همین زنگ زدنش کلا اعصابمو به هم میریزه امیدوارم پُست جدیدم ماست مالی افتضاحی از آب درنیاد اما اگر احساس کردی بهت بی ادبی شده باید بگم منظورم اون نبود منظورم این بود که ما آدم ها پشت نقاب هامون در دنیای واقعی قایم هستیم چه برسه به مجازی و کاملا واضحه که وقتی قسمت های پنهانیمون (کاملا خودم منظورم هستم) رو برای دوستان واقعی و مجازیمون آشکار می کنیم (شماها ) ممکنه کلی جابخورند و یا بدشون بیاد

ازخاوران

نه حالم بده ساعت های شش یک خانم وکیل زنگ زد خونه مون (از طرف اون)که شما موافق نیستید توافقی جدا شید؟ و مامانم گفت ترجیح میدیم دادگاه بینمون داوری کنه یه دوستیم از همکارا داره از شوهرش جدا میشه بهم میگه توافقی جدا شی خیلی بهتره و توی راهروهای دادگه هیچی گیرت نمیاد شوهرم اس. زده که چی می خوای می خوای منو بندازین زندان؟

ازخاوران

شروع کردم به اس زدن بهش میگه تو یکی به مبخ می کوبی یکی به نعل اینم از شکایت کردنت! نمی دونم چی بهش بگم

ازخاوران

سلام عزیزم دیشب حرم آقای گلم بودم از طرفت زیارت مختصر امام رضا رو خوندم یادت بودم خلاصه...

ازخاوران

بيا اصل کار رو يادم بده دارم خفه ميشم بهش گفتم خيلي تنهام بهم پوزخند زد

ملیحه

چقدر دیر به دیر آپ می کنی !